السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
525
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
قول سوّم ) مراد از نام سليمان كه از ريشهء سليم است ، فردى است كه از صحّت و سلامت برخوردار است و يا سليمان از مداوايى كه براى پدرش حاصل شد در سلم و امان باقى ماند و لذا سليمان ناميده شد . پس حروف زايد در نام سليمان دلالت بر عدم وجود جرح و زخم در اوست و هر حرف زائد در اسم دلالت بر معنايى زايد مىكند و معناى لطيفى كه در اين توجيه وجود دارد اين است كه زيادت در اسم ، دال بر زيادت در مسمّى مىكند ، امّا اين زيادت فقط به جهت كمال نيست ، بلكه گاهى زيادت از جهاتى ديگر است . قول چهارم ) مطلبى است كه شيخ صدوق آورده است و مىفرمايد : اين روايت به معناى اين است كه سليمان از آنجا كه قلبى سليم داشت ، لذا نام او مشتمل بر سلامت است و از آنجا پدرش داود ( ع ) جراحت خود را با محبّت و ودّ پروردگار مداوا نمود و به كمال رسيد ، داود نام گرفت و خداوند اراده كرد كه در نام سليمان حرفى از حروف نام او باشد ، تا شايد از نظر درجهء كمال به او ملحق شود ، پس ( الف ) به نام او ( سليم ) افزوده شد و براى تكميل تركيب و درستى آن نون نيز در آخر آن اضافه شد ( سليم + الف + ن سليمان ) و گر نه همان سليم براى دلالت بر سلامت قلب او كفايت مىكرد . پس زيادت حروف نام سليمان بر نام داود از نام داود ناشى شده و به جهت همين الصاق الف به نام سليم اميد مىرود كه سليمان نيز در كمال به پدر خود ملحق شود . علامه طبرسى در ( مشارق الانوار ) مىنويسد : سليمان ( ع ) هر روز هفت بار خوان نعمت خود را براى موجودات مىگسترد ، روزى حيوانى از حيوانات دريايى از دريا سر بر آورد و به او گفت : اى سليمان ، امروز مرا مهمان كن ، سليمان دستور داد ، مقدار يك ماه آذوقهء خوان او را براى آن حيوان آماده كنند ، پس كوهى از غذا در كنار دريا نهادند و آن نهنگ از آن بيرون آمد و با يك يورش همه آن آذوقه را بلعيد و سپس گفت : اى سليمان اين اندكى از قوت يك روز من بود ، بقيهء آن كجاست ؟ سليمان بسيار متعجّب شد و گفت : آيا در دريا جانور ديگرى مانند تو وجود دارد ، او گفت : آرى هزار نهنگ از همنوعان من در دريا زندگى مىكنند ، سليمان گفت : منزّه است خداوند مالك عظيم ! و غير او روايت كردند : روزى سليمان گنجشكى را ديد كه به همسر خود مىگويد :